X
تبلیغات
رایتل
من و خودم
email
آرشیو
پنج‌شنبه 17 فروردین 1385
و ناگهان...

بلند که شدم دیدم قطره های بلوری ریز بارون افتادن رو میز کنار پنجره که یه خورده باز بود باد سپردشون به من وای حالا چه جوابی بدم بهش اخه تک تک دارن ناپدید میشن!

اینو پارسال تو یه بارون قشنگ بهاری نوشتم امروز بارون میومد حسی نداشتم من چم شده ؟!!!!....

تعطیلات زیادیشم خوب نیستا! دانشگاه بهاری قشنگم شنبه دارم میام!

توی باباودخترش این خبرو خوندم بازیگراسکاری درفیلم ایرانی باورم نمیشد!


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 159685


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها