X
تبلیغات
رایتل
من و خودم
email
آرشیو
جمعه 22 تیر 1386
نخود

این بخشی از مکالمه ی من با دوستم در ۳ تیره :(شروع این مکالمات از پارسال ترم ۴ که بهداشت ۲ داشتیم و گلاب به روتون بحث اسهال و اینا توش بود!باید با یه لهجه ی خاص مثل بچه ی رشتی یا یه همچین چیزی خونده شه)

من:این ۳ روز که تابستون اومده بچه رو عین بادکنک وصل کردم به درخت اسهال نگیره٬آره ه ه! 

دوستم:اا تو که گفتی نخود بریزی تو گوشش بهتر جواب میده!

من:ممد بچه ی همسایه چند روز پیش کیشمیش آورد با نخودای ما خورد همه تموم شد تازه بهش گفتم این نخوده آشه گفت خنگیا ما لوبیا چش بلبلی تو آجیل عیدمون می ریزیم!

خب این مال اول امتحانا بود حال الانمو می شه حدس زد ترجیح می دم در مورد وضعیتم تا وسط مرداد چیزی نگم!

سلام نکردم چون خجالت می کشیدم بعد ۳ هفته!

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 159740


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها