X
تبلیغات
رایتل
من و خودم
email
آرشیو
دوشنبه 11 اردیبهشت 1385
کایت قرمز من

یه دختر کوچولو لب دریا موهامو ریخته بودم رو شونه هام  پیراهن صورتی تنم بود  روبان قرمز خوشرنگ بسته بودم به موهام یه کایت کوچولو هوا میدادم رنگ همون روبان یه عالمه ابرای خوشگل تو آسمون بود تو افق هم خیلی زیبا دور هم جمع شده بودن آفتاب ملایم یه نور خوش رنگی به همه جا میتابید باد خنک از دریا با  بوی خاص می یومد میرفت لای موهام پیرهنمو به رقص در میآورد و راهشو میکشید و میرفت یه دفه نخ کایت هامون به هم گیر کرد یه کایت آبی بود از مال من گنده تر کایتا سقوط کردن ناراحت بودم تازه اوج گرفته بود نشستی روبرومو نخا رو از لای هم در آوردی بدون اینکه چیزی بگی بهت نگاه میکردم نخا که باز شد یه نگاه خیلی عجیب که تا حالا ندیدم  بهم انداختی دوباره وایستادی کنارم کایتتو دادی هوا ...وقتی رفتی برگشتم نگات کردم یه روبان قرمز دستت بود ا روبان من بود!....

و من هنوز بعد سال ها میرم همون جا یه کایت قرمز میدم هوا ابرای خوشگل باد با اون بوی خاص همه چی سر جاشه ولی دیگه اون کایت آبی آشنا اونجا نبود تنهای تنها بودم اونقدر به این کارم ادامه دادم تا شدم پای ثابت قهرمانی مسابقات کایت هوا دادن....


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 159712


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها